Forwarded From فطرس مدیا
کتاب ارزشمند تزهایی درباره عکاسی تاریخ
نوشته : ادواردو کاداوا
ترجمه : میثم سامان پور

#هنر
#عکاسی

⬇️⬇️
دایره المعارف ⁣هنر و علوم انسانی سرتاسر دوران‌ از مجموعه دایره المعارف گیل

#هنر
#علوم_انسانی
#دایره_المعارف_گیل

این کتاب جلددوم مجموعه 4جلدی و درباره یونان و رم باستان است
Forwarded From 🇳🇱سفارت ج.ا.ایران در هلند🇮🇷
👨‍🎨 مینیاتور قدیمی ایرانی توسط موزه آمستردام خریداری شد 🇮🇷🇳🇱

یک مینیاتور فوق العاده زیبای ایرانی مربوط به اوایل قرن هفدهم میلادی (اواخر قرن دهم شمسی) که در همان زمان به زبان هلندی ظهرنویسی شده، توسط رایکس‌میوزیم (Rijksmuseum) آمستردام خریداری شد.
این نقاشی مینیاتور با ابعاد ۱۷.۵ در ۱۱.۸ سانتی‌متر، توسط یک هنرمند ناشناس در اصفهان رسم شده است.
این اثر فاخر مربوط به دوره اوج #هنر حکومت صفوی و زمانی است که اتفاقاً یک هلندی به نام "یان لوکاس" نیز به عنوان نقاش دربار شاه عباس، در ایران مشغول به کار بوده است.
به گفته متصدی تاریخ موزه آمستردام، این اثر نفیس قدیمی‌ترین نمونه شناخته شده علاقه به هنر ایرانی در هلند است.


─═ঈ✨ @IR_NL ✨ঈ═─
Forwarded From فطرس مدیا
Forwarded From جامعه‏ و فرهنگ | پیمان اسحاقی
📖 #مقاله هایی درباره طومارهای زیارتی ایرانیان به کوشش اولریش مارزلف 

👈 اولریش مارزلف، ایران‌شناس
📖 #مقاله هایی درباره طومارهای زیارتی ایرانیان به کوشش اولریش مارزلف

👈 اولریش مارزلف، ایران‌شناس و اسلام‌شناس اهل #آلمان و استاد پیشین دانشگاه گوتینگن در آن کشور، سال‌هاست که درباره فرهنگ عامه ایران و نیز مسئله زیارت شیعی تحقیق می‌کند. او نه سال قبل یک طومار زیارتی از مشهد تا مکه را تصحیح و منتشر کرد. در ماه‌های گذشته نیز دومین طومار نو یافته در این زمینه را به انتشار رساند. برای مشاهده مقالات حاوی این دو طومار و نیز ترجمه فارسی مقاله‌ای که نه سال قبل منتشر شده بود، به این لینک مراجعه کنید.

👈 طومارهای زیارتی، یکی از تولیدات #هنر ی است که برای به تصویر کشیدن زیارتگاه‌های اسلامی از دیرباز تولید می‌شده و نمونه‌ای فاخر از #مادیت فرهنگ ایرانی و اسلامی است.

#ایران_شناسی #شیعه_شناسی

کانال جامعه و فرهنگ | پیمان اسحاقی
https://t.me/peymaneshaghi110
😢 مناظره آب و آتش: قوه خیال، محبت اهل بیت (ع) و شعر فارسی

سروده محمدصالح حائری مازندرانی (علامه سمنانی)، فقیه، فیلسوف، متکلم و ادیب معاصر


شد میان آب و آتش گفتگو از خودستایی
زان دو هر یک کردی از اوصاف خود صد خودنمایی

آب گفتا گوهرم باشد روان در خاک عالم
گفت آتش عنصر من میرود در هر هوایی

آب گفتا چشمه از من چاه از من رود از من
گفت آتش شد ز من خورشید و برق و روشنایی

آب گفتا معبدی بی من ندارد روی رونق
گفت آتش نیست بی من مسکنی دیری سرایی

آب گفتا کی وضو یا غسل بی من ساز گردد
گفت آتش تا نسوزد دل، ندارد دیده مائی

آب گفتا من به امر حق شوم باران رحمت
گفت آتش شعله طورم ز رحمت زد صلایی

آب گفتا من سوار ابر گردم چون سلیمان
گفت آتش برق من در ابر تو بگزیده جایی

آب گفتا زآبرویم هر چمن شد تازه و تر
گفت آتش کی شود بی آفتابم سبزه جایی

آب گفتا هفت کشور را کجا بی من حیاتی
گفت آتش نه فلک را هم کجا بی من بقایی

آب گفتا کی رسد بی من به لب جام شرابی
گفت آتش کی رسد اندر دهان بی من غذایی

جای تو خاکستر و جای من اندر جام زرین
چهره تو دودگیر و چهره ام دارد صفایی

زینت هر انجمن در شیشه اندر چار فصلم
خوش ندارد کس تو را در بزم خود جز در شتایی

وانگهی من از وفا و رحم خاموشت نمایم
چون زبی رحمی بسوزی آشیانی یا سرایی

تشنگان را هر کجا ذکر و وفای من به لب بین
هر کجا جاری است از حسن وفای من ثنایی

گفت آتش آنچه گفتی هست یک یک را جوابی
چون بدل آتش نداری می کنی هر ادعایی

رو سیاهی و نداری خود خبر از رو سیاهی
بی وفایی و گمان داری که تو ز اهل وفایی

قلب عالم را تو خون کردی و گویی روسفیدم
هر کجا از دست تو بر پا بود ماتم سرایی

خاک عالم بر سرت دیگر نداری هیچ رویی
آتش افتد در دلت هرگز نداری نیک رایی

می کنی مهمان شهنشاه دو عالم از مدینه
می کشی لب تشنه او را در زمین نینوایی

در زمین کربلا خاکت به سر ای آب جاری
بر حسین بن علی، ای آب کردی بی وفایی

هر چه او می گفت از سوز عطش آخر کبابم
می شنیدی و نمی کردی به او تو اعتنایی

آب گفت ای آتش سوزان مزن آتش دلم را
بشنو از من تا کنم از نینوا چون نی، نوایی

من خدا داند به جز لعل لبش چیزی نجویم
شاهد حالم خدا و شاه خود دارد خدایی

میزدم بهر لب خشکش بهر جا دیده تر
تا فتادم من به گرداب بلای کربلایی

بست ره بر شاه دین عمرو بن حجاج زبیدی
دور من چندین هزار اندر کمان تیر غزایی

هر چه گفتم یا حسین آخر تو دستی بر سرم زن
راه را بستند بر من، من ندارم دست و پایی

من نمی خواهم حیات از آب بعد از مرگ اکبر
من نخواهم بعد عباس، آب و سقا و لوایی

آب گفتا بر تو ای آتش مرا هم بحث باشد
گر دمی دل میدهی انصاف خود کمتر ز مایی

روز عاشورا چو شاهنشاه دین افتاد از زین
سوختی خرگاه طه بارگاه کبریایی

دامن طفل حسین را تو گرفتی در بیابان
من نبودم تا کنم خاموشت از ذیل قبایی

آب و آتش گر جدا گردند از بحث غم شاه
آب چشم و آتش دل کی کنند از هم جدایی

#هنر

کانال جامعه و فرهنگ | پیمان اسحاقی
https://t.me/peymaneshaghi110
Forwarded From فطرس‌مدیا
#هنر زیبایی #ایرانی
Forwarded From الحجة
#هنر زیبایی #ایرانی