محمدرضا
#شجریان|#ماهور مرکب
(درآمد، گشایش،داد، خاوران،شکسته،چهارگاه(فراز های اول و دوم، زابل)،شوشتری(فرازهای اول و دوم)، فرود به ماهور)
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را زیانها داد سودای زراندوزی
چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هلاکت میرسد روزی
طریق کام جستن چیست ترک کام خود گفتن
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی
جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به بستان رو که از بلبل طریق
#عشق گیری یاد
به مجلس آی کز حافظ سخن گفتن بیاموزی
شاعر: #حافظ@danyalshafa