🔹 رباعیات زنان شاعر در نزهه المجالس و #جعل آنها به نام #مهستی!

کتاب ارزشمند نزهه المجالس گرچه در سال 1320 بعنوان منبع رباعیات خیام مورد استفاده آقای فروغی قرار گرفت اما تا مدتها همچنان ناشناخته یا کم شناخته بود. چنانکه طاهری شهاب نیز در هنگام تدوین دیوان مهستی در سال 1335 اطلاعی از رباعیات مهستی مندرج در آن نداشت!

اما...
تعداد 16 رباعی از 5 شاعر زن (رضیه گنجوی، دختر سالار، دختر خطیب گنجه، دختر ستی، دختر حکیم کاو) که می توان گفت منبع آنها منحصرا نزهه المجالس می باشد* در دیوان یاد شده به مهستی منتسب گردیده است.

🔸 پارادوکسی عجیب و گیج کننده:

این 16 رباعی را آقای طاهری از چه منبعی بدست آورده است؟! ( در حالی که منبعی جز نزهه المجالس برای آنها نمی شناسیم )*
آیا شخص دیگری آنها را در اختیار او گذارده؟!
ایشان یا هر شخص دیگر که این رباعی ها را از لابلای صفحات نزهه المجالس برداشته، متوجه نام مهستی در این منبع نشده اند؟!
چگونه است که تمام 16 رباعی 5 شاعر زن مندرج در یک نسخه خطی منحصربفرد دقیقا و عینا به دیوان مهستی راه یافته اما مصحح دیوان از 59 رباعی مهستی در همان نسخه هیچ اطلاعی ندارد؟!
آیا نسخه یا منبع دیگری در اختیار او بوده که تاکنون برای ما ناشناخته مانده است؟

* شاید تعداد معدودی از این رباعی ها جسته و گریخته در برخی منابع به چشم بخورند اما تمام این 16 رباعی از این 5 شاعره یکجا فقط در نزهه المجالس آمده و همگی بی کم و کاست در دیوان مهستی بنام او ثبت شده اند.

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
#ابن_خطیب_گنجه: گر من نه مرید عالم خس بدمی واندر
.
پورخطیب گنجه از شاعران سده 6 هجری است که دیوان یا مجموعه شعری از او در دست نیست. آوازه شعر او در حد و اندازه ای بوده که شاعر بزرگی چون حکیم سنایی غزنوی (وفات 535 ق) مصرعی از او را تضمین کرده است:
هم بدین وزن ای پسر پورخطیب گنجه گفت
"نوبهار آمد نگارا، باده ی گلنار کو؟"

قدیمترین رباعی که از او در دست داریم در اثر ارزشمند مجمع الرباعیات تالیف اواخر سده 6 هجری است.
یک رباعی چهارقافیه ای و شهرآشوب در ذکر کفشگر:
چون داد غم یار مزین دادم
دل در هوس کفشگری بنهادم
شاید که ز عشق خویش با فریادم
کز تارک سر با کف پای افتادم

منابع متعدد او را همسر #مهستی_گنجوی نوشته اند. قصه امیراحمد و مهستی داستانی غیرمستند ، عامیانه و البته مشهور است که در عشق آن دو ساخته و پرداخته شده، و نسخه های خطی متعددی از آن در کتابخانه های مختلف موجود است. تعداد قابل توجهی از رباعیات خیامانه در این داستان به پورخطیب منسوب شده است.

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
Forwarded From پرنیان ۷ رنگ
تذکرةالشعرای لطیفی نسخه خطی شماره ۳۱۴۲ کتابخانه ایاصوفیه کتابت سال ۹۵۸ق برگ ۱۳۲

لطیفی معاصر فضولی بود و تذکرةالشعرای او قدیمترین اثری است که ذکر فضولی در آن آمده:

#فضولی_بغدادی از شعرای عصر حاضر و از افاضل شعراست. شیوه سخنوری دلفریب و اسلوبی عجیب دارد که به سبک نوایی قریب است. در سبک خود مبتدع و در شیوه خود مخترع است. این مطلع مطبوع زاده‌ی طبع و خیال خاص اوست:

مقوّس قاشلارین کیم وسمه بیرله رنگ توتموشلار
قیلیجلاردیر کی قانلار تؤکمک‌ایله زنگ توتموشلار

... این چند بیت از منظومات پُرفسون او در حکایت لیلی و مجنون است:

دهقان ِ حدیقه‌ی روایت
صراف ِ جواهر ِ حکایت

معنی چمنینده گول تیکنده
سؤز رشته‌سینه گهر چکنده

قیلمیش بو روشده نکته‌دانلیق
گول ریزلیک و گهرفشانلیق ...

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
🔹#طاق_و_جفت

پشت دل خرمی بجز روی تو نیست
آرامگه خلق بجز کوی تو نیست
آن طاق که جفت است تو و سایه ی تو
وآن جفت که طاق است جز ابروی تو نیست
#مهستی_گنجوی

این رباعی نخستین بار بدون ذکر نام شاعر در سفینه دستنویس همایی (651 ق) ثبت شده، در مونس الاحرار ( 742 ق) نیز بدون نام سراینده نقل شده و در نسخه خطی دانشگاه استانبول کتابت سده 8 به نام مهستی آمده است.

رباعی ویژگیهای سبک سخن مهستی را داراست. با اشاره ای ظریف که به بازی طاق و جفت دارد به اعتباری می توان گفت شهرآشوب است. ویژگی دیگر سخن مهستی نیز که همانا بازی با الفاظ و استفاده از صنایع بدیع لفظی و معنوی چون ایهام ، تضاد ، جناس ، مراعات نظیر و ... است؛ در این رباعی مشهود است.

#طاق در اینجا در دو معنی بکار رفته
1. در مصرع آخر به مفهوم خمیدگی و انحنا
طاق: آنچه خمیده باشد، انحنا، خمیدگی، مجازا بر خمیدگی ابرو و کمان اطلاق شود.
حافظ گوید:
طرب سرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد.

2. در مصرع سوم در معنای فرد
طاق: فرد، تک ، یگانه، متضاد زوج. گویا نوشتار صحیح آن تاق باشد و صورت یا تعریبی از تا، تای یا تک است.

طاق و جفت: فرد و زوج، بازیی است که از چیزی یک یا چند عدد در دست دارند و از حریف جفت یا طاق بودن آن پرسند جواب حریف اگر مطابق واقع افتد برده، وگرنه باخته باشد.
وحید قزوینی گوید:
طاق و جفتی باختم با ابرویش، دلدار برد
طاق بود ابروی او، من جفت گفتم یار برد.

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
Forwarded From پرنیان ۷ رنگ
🔹 جعل نام #مهستی در یک رباعی

در خلاصه الاشعار (721ق) و مونس الاحرار (741ق) رباعی زیر بدون نام سراینده نقل شده است:

ای باد که جان فدای پیغام تو باد
آن لحظه که بگذری بر آن حورنژاد
گو بر سر ره دلشده ای را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین می داد

این رباعی در جنگ لالااسماعیل (742ق) بنام مجد همگر شیرازی ثبت شده است.

در کتب و مقالات چاپی معاصر این رباعی با تغییر و تحریف به مهستی گنجوی منسوب شده؛ و تحریف چنان استادانه! بوده و خوش افتاده! که محقق سختگیری چون فریتز مایر نیز آن را در مهستی زیبا بنام مهستی آورده است:

ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر برگذری به کوی آن حورنژاد
گو بر سر راه #مهستی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین می داد

این انتساب ظاهرا نخستین بار در مقاله آقای فریدون نوزاد در مجله گلهای رنگارنگ (1323ش) و پس از آن در چهار شاعره بزرگ ایران (1329ش) بدین شکل تحریف شده ثبت شد؛ و با چاپ در کتابهای زنان سخنور و دیوان مهستی گنجوی در سال 1335ش بنام مهستی تثبیت شد!

#مهدی_دهقان

@parniyan7rang
🔵 کژ_دار_و_مریز

ای در سر زلف تو صبا عنبر_بیز
وی نرگس شهلای تو بس شورانگیز
هر قطره که می چکد ز خون دل من
در جام وفای توست "کژ دار و مریز"
#سنائی_غزنوی
متوفی به سال 525 قمری (سده 6)


ای چهره_ی دلفریب تو مهرانگیز
مهر تو فکند در دلم آتش تیز
جام می لعل دلبری بر کف توست
ای مست جمال خویش "کژ دار و مریز"
#بدون_نام_شاعر
دستنویس شماره 1194478 کتابخانه ملی تاریخ کتابت 651 قمری (سده 7)


حکمی که از او مجال نبود پرهیز
فرموده و امر کرده از وی بگریز
وانگه به میان امر و حکمش عاجز
درمانده جهانیان که "کژ دار و مریز"
#عمرخیام
جنگ مرعشی کتابت سده 8 هجری

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
Forwarded From پرنیان ۷ رنگ
فایل پی‌دی‌اف کتاب #رباعیات_مهستی_دبیر_گنجوی
مقدمه، تحقیق و تدوین: #مهدی_دهقان
چاپ اول ۱۳۹۴، نشر اختر تبریز

مهستی گنجوی از بزرگ‌ترین رباعی‌سرایان تاریخ ادبیات ایران و نخستین شاعره‌ی برخاسته از آذربایجان، در اواخر سده ۵ هجری در گنجه به دنیا آمد. وی سراینده‌ی زیباترین شهرآشوب‌های فارسی در قالب رباعی است.
دیوان شهرآشوب‌های مهستی به تاراج روزگار رفته و هیچ نسخه‌ای از آن در دست نیست. متاسفانه تحقیقات جامعی درباره زندگی و اشعار او به عمل نیامده و آثار منتشر شده در سده‌ی اخیر اغلب حاوی اشعار مجعول و انتسابات نادرست است. مجموعه‌ی حاضر تلاشی است در جهت زدودن غبار جعل و افسانه از چهره ادبی این شاعره‌ی نغزگو و تدوین رباعیات وی با تفحص و تحقیق در دهها منبع معتبر ادبی و تاریخی.
درگذشت مهستی به تقریب در اواسط سده ۶ هجری روی داده است.

@parniyan7rang
Forwarded From پرنیان ۷ رنگ
در میان نفایس کتابخانه مجلس، سفینه‌ای خطّی به شماره ۹۰۰ با عنوان تذکره شعرا نگهداری می‌شود که طی سده گذشته در تحقیقات ادبی و تدوین دیوان شعرا محل رجوع ادیبان و محققان بوده و از ارزش و اهمیّت زیادی برخوردار است. این مجموعه که به «جنگ ۹۰۰ مجلس» معروف است نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، اما با توجه به این‌که اشعار شعرای پیش از سده ۸ در آن آمده و نیز با توجه به نوع کاغذ، شیوه نگارش و رسم‌الخط متعلق به سده ۸ هجری دانسته شده است. همام در این مجموعه با عنوان مولانا همام‌الدین تبریزی رحمة‌الله، غفرالله و نوّر قبره یاد شده، لذا کتابت سفینه پس از سال ۷۱۴ هجری ( درگذشت همام ) روی داده است. از نظر تبارشناختی همانندی‌هایی بین این سفینه با مونس‌الاحرار ( ۷۴۱ هجری )، سفینه ترمذ ( اوایل سده ۸ هجری ) و سفینه شمس‌حاجی ( ۷۴۱ هجری ) وجود دارد و قابل تحقیق و بررسی است. بخش پایانی این نسخه به رباعی اختصاص یافته و در مجموع حاوی ۲۵۳ رباعی است که به ترتیب الفبایی کلمه آغازین رباعی تنظیم گردیده است. رباعیات مندرج در سفینه جهت مطالعه و استفاده علاقه‌مندان و پژوهشگران تقدیم می‌گردد.

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
Forwarded From پرنیان ۷ رنگ
🔹 ذکر نام خیام در رباعی نشان از عدم صحت انتساب به خیام!

◀️ رباعی هایی که نام خیام در متن آنها ذکر شده از نظر سبک بیان، احتوای مفاهیم و ساختار فکری چندان سازگار با نگرش عمیق و فکور حکیم نیشابور به نظر نمی رسند. لحن بیان در این اشعار بیشتر بگونه ای است که گویا خطاب به خیام یا در جواب او گفته شده است.

◀️ از دیرباز رباعیات خیام به دلیل احتوای مضامین عمیق و سوالات بحث برانگیز مورد توجه ، تعریض و پاسخگویی از سوی مخالفان و موافقان بوده است. از آن جمله نجم الدین رازی در مرصادالعباد (620ق از قدیمترین منابع اشعار خیام) که به قصد طعن و جواب، شعر خیام را آورده و او را سرگشته و نابینا خوانده است.

◀️ خیام تنت به خیمه ای ماند راست
جان سلطانی که منزلش دار بقاست
فراش ز بهر منزل آینده
نه خیمه بیفکند چو سلطان برخاست؟

این رباعی که در جنگ لالااسماعیل (742ق) و مسالک الممالک (سده 8) به نام خیام است؛ در دیوان سلطان ولد آمده و در یکی از نسخه های مرصادالعباد در حاشیه و جواب رباعی زیر درج شده:
"دارنده چو ترکیب طبایع آراست..."

◀️ رباعی زیر که در مجموعه رسائل عربی متعلق به کتابخانه لیدن هلند (692ق) بدون ذکر نام شاعر آمده، مضمونی خطاب به خیام یا تعریض به او دارد و چنانچه از لحن گوینده مشخص است نمی تواند از خیام باشد.
خیام که خیمه های حکمت می دوخت
در بوته ی غم فتاد ناگاه بسوخت
مقراض اجل طناب عمرش ببرید
دلال ازل به رایگانش بفروخت

◀️ و نیز رباعی زیر که در همان منبع فوق و بدون نام شاعر نقل شده و تجویز نوعی خوش باشی و بی خیالی است که در گذر زمان جایگزین کلان بینی ، تفکر عمیق و ظریف خیام -اغتنام دم- گردیده است:
خیام اگر ز عشق مستی خوش باش
با تازه گلی اگر نشستی خوش باش
این غصه مخور که نیست خواهم گشتن
انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

ابن سه رباعی نشانی از نگاه کلان نگر و اندیشمند خیام در خود ندارند.

◀️ با توجه به آنچه که ذکر شد به نظر میرسد نه تنها ذکر نام خیام در رباعی نشان اصالت شعر و تعلق آن به خیام نیست بلکه می تواند دلیلی بر الحاقی بودن و عدم انتساب آن به حکیم نیشابور باشد. در واقع دلیلی بر اینکه "خیام" بعنوان تخلص شعری حکیم عمرخیام مطرح بوده وجود ندارد.

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
Forwarded From پرنیان ۷ رنگ
🔹 جعل یک غزل معاصر بنام #مهستی_گنجوی

در فغانم از دل دیر آشنای خویشتن
خو گرفتم همچو نی با ناله های خویشتن

جز غم و دردی که دارد دوستی ها با دلم
یار دلسوزی ندیدم در سرای خویشتن
.
.
.
غنچه ی پژمرده ای هستم که از کف داده ام
در بهار زندگی عطر و صفای خویشتن

همدمی دلسوز #تا نبود #مهستی را #چو شمع
خود بباید اشک ریزد در عزای خویشتن

#مهستی_بحرینی

1⃣ هر آشنا به شعر و ادبیات با یک بار خواندن و در اولین خوانش، زبان امروزین این غزل را متوجه می شود. انتساب این طرز سخن به شاعری از سده 6 هجری وصله ناچسبی است که تشخیص نادرستی آن سواد زیادی نمیخواهد و به وضوح از لابلای کلمات و ترکیبات آن قابل تشخیص است.

2⃣ این غزل نخستین بار در کتاب زنان سخنور در سال 1335 شمسی بنام مهستی گنجوی نقل شده است. البته با یک تغییر (تحریف) ظریف! و احتمالا به قصد کهن نمایی:
در مصرع اول از بیت آخر کلمه #چو تبدیل به #همچو شده تا تلفظ امروزی Mahasti بصورت کهن آن Mahsati خوانده شود!
همدمی دلسوز تا نبود مهستی را همچو شمع...

3⃣ اما با این تغییر، وزن مصراع اشکال پیدا کرده است. دومین اثری که این غزل در آن بنام مهستی ذکر شده دیوان مهستی گنجوی است. این بار با حذف حرف "تا" اشکال وزنی مصراع برطرف شده است:
همدمی دلسوز نبود مهستی را همچو شمع...

4⃣ هیچیک از دو اثر منبعی برای غزل ذکر نکرده اند. در سال 1349 در مجله ارمغان مقاله ای به قلم آقای محمدعلی جمالزاده در نقد دیوان مهستی چاپ شد که از انتساب این غزل اظهار شگفتی کرده و آن را غیر مستند خوانده بود. آقای طاهری گردآورنده دیوان مهستی در پاسخ نوشت: آقای سلیمی (مولف زنان سخنور) این غزل را از تذکره آفتاب عالمتاب نقل کرده اند.

5⃣ در تذکره آفتاب عالمتاب اثری از این غزل نیست و جز چند رباعی شعر دیگری بنام مهستی نیامده است.
ولی در صفحه 376 کتاب گنج غزل از آقای مهدی سهیلی چاپ سال 1346 این غزل بنام خانم مهستی بحرینی شاعر و مترجم معاصر ثبت شده است.

6⃣ به نظرم این شعر در اقتفای غزلی از مشفق کاشانی سروده شده که مطلع و مقطع آن چنین است:
ز آتش دل گریه سر کردم به پای خویشتن
سوختم چون شمع هر شب در هوای خویشتن

مشفقا دیگر گذشتم زان بت بیگانه خوی
خو گرفتم با دل دردآشنای خویشتن

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang