Forwarded From 🌿 محبان الزهراء علیهاالسلام
#با_حسین_علیه_السلام
#دهه_اول_محرم
#شب_دوم_محرم
#اشعار_حسینی
#ورودیه

🔷🔶 #روضه_زیبا_و_جانسوز_ورودی_کربلا

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟ 
این سرزمین غمزده در چشمم آشناست 

این خاک بوی تشنگی و گریه می دهد 
گفتند:«غاضریه» و گفتند : «نینوا»ست 

دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح 
آهسته زیر لب به خودش گفت : کربلاست! 

توفان وزید از وسط دشت، ناگهان 
افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست 

یحیای اهل بیت در آن روشنای خون 
بر روی نیزه دید سر از پیکرش جداست 

توفان وزید، قافله را برد با خودش 
شمشیر بود و حنجره و دید در «مِنا»ست 

باران تیر بود که می آمد از کمان 
بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست 

افتاد پرده، دید به تاراج آمده ست 
مردی که فکر غارت انگشتر و عباست 

برگشت اسب از لب گودال قتلگاه 
افتاد پرده، دید که در آسمان عزاست!

➖ امام حسین(ع) در بدو ورود به کربلا فرمود :
"قِفُوُا وَلَا تَرْحَلُوا مِنْهَا!"
بار بگشایید این‌ جا کربلاست،
آب و خاکش با دل و جان آشناست!(۱)

➖ کاروان امام حسین(علیه‌السلام) بعد از مسافت راه سخت و طولانی در روز دوم محرم سال ۶۱ هجری به سرزمین کربلا رسید.
امام(علیه‌السلام) تا وارد سرزمین کربلا شد، غم عجیبی در قلب خویش احساس کرد.

➖ قندوزی می نویسد :
"وَقَفَ جَوادُ الحُسَينِ(علیه‌السلام)، وَكُلَّمَا حَثَّه عَلَى المَسيرِ لَم يَنبَعِثَ مِن تَحتِه خَطوَةَ وَاحِدَةَ".
مرکب امام(علیه‌السلام) از حرکت ایستاد و قدم از قدم بر نداشت.(۲)
امام(علیه‌السلام) از این حرکت به شگفت آمد و فرمود :
"مَا يُقالُ لِهذِهِ الأَرضِ؟
فَقَالُوا : كَربَلاءُ
فَبَكَى، وَ قَالَ : كَربٌ وَ بَلَاءٌ!".
نام این سرزمین چیست؟
پاسخ دادند : کربلا!

➖ پس حضرت(علیه‌السلام) گریه کرد و فرمود : 
دشت اندوه و بلا!
"وَقَبَضَ الْحُسَيْنُ(علیه‌السلام) قَبْضَةً مِنْها فَشَمَّها، وَقالَ : هذِهِ وَاللهِ!
هِيَ الأَْرْضُ الَّتي أخْبَرَ بِها جَبْرَئيلُ رَسُولَ اللهِ(صلی‌الله‌علیه‌وآله) أَنَّني أُقْتَلُ فيهَا"
آن گاه كه به امام حسين(علیه‌السلام) مُشتى از خاك آن جا را برگرفت و بوييد و فرمود :
به خدا سوگند اين همان سرزمينى است كه جبرئيل به پيامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) خبر داده که من در آن كشته مى شوم.(۳)

➖ سپس حضرت(علیه‌السلام) خطاب به اهل‌بیت وکاروان فرمود :
"قِفُوا وَلا تَرْحَلُوا مِنْها!
 اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلَاءِ"‌.
همین جا توقّف کنید و از آن کوچ نکنید.
پروردگارا! پناه می برم به تو از دشت اندوه و بلا!

➖ سپس فرمود :
"هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَبَلَاءٍ!
انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَمَسْفَكُ دِمَائِنَا وَهُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللهِ(صلی‌الله‌علیه‌وآله)".
منزلگه مقصود ما همین جاست!
همين جا، جاى پياده شدن ما و محل ريختن خون ما و محل قبرهاى ماست. جدّم رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) به من چنين خبر داده است.(۴)
لذا امام حسین(علیه‌السلام) دستور داد بارها را بگشایند و خیمه ها را برپا کنند.

📚منابع :
۱. اللهوف ابن طاوس، ص۹۸
۲. ينابيع المودّة قُندوزی، ص۴۰۶
۳. تذكرة الخواصّ سبط بن جوزی، ص۲۵۰
۴. اللهوف ابن طاووس، ص۸۰

🔆 کانال #محبان‌الزهراءعلیهاالسلام
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @mohebanozahra315
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#اسارت_اهلبیت_علیهم‌السلام
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی
#ماه_محرم

ای هلال من به بالای سنان قرآن بخوان
قاری قرآن و قرآن را زبان! قرآن بخوان

با صدای خود مسخّر کن تمام کوفه را
کوفه را هم کربلا کن؛ هم چنان قرآن بخوان

گر چه بشکسته جبینت بر سر نی، سجده کن
گر چه گشته از دهانت خون روان، قرآن بخوان

تا مگر آوای قرآن تو آرامم کند
بر فراز نیزه، ای آرام جان قرآن بخوان

تا که اسلام تو را اهل زمین باور کنند
ای امام کلّ اهل آسمان قرآن بخوان

زادۀ مرجانه دارد قصد آزار تو را
تا نرفتی زیر چوب خیزران قرآن بخوان

صوت قرآن سر تو، سر بلندم می‌کند
تا نگشته قامت زینب کمان قرآن بخوان

یاد قرآن پدر کن؛ روی دست جدّمان
وارث حیدر! تو هم نوکِ سنان قرآن بخوان

آن چه دیدم مادرم زهرا برایم گفته بود
این مصیبت را نمی‌کردم گمان؛ قرآن بخوان

هر که هر چه دارد از این خاندان دارد حسین
تا به «میثم» هم دهی سوز نهان قرآن بخوان
#حاج_غلامرضا_سازگار

🔆 کانال #محبان‌الزهراءعلیهاالسلام
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @mohebanozahra315
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#اسارت_اهلبیت_علیهم‌السلام
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی
#ماه_محرم

ای هلال من به بالای سنان قرآن بخوان
قاری قرآن و قرآن را زبان! قرآن بخوان

با صدای خود مسخّر کن تمام کوفه را
کوفه را هم کربلا کن؛ هم چنان قرآن بخوان

گر چه بشکسته جبینت بر سر نی، سجده کن
گر چه گشته از دهانت خون روان، قرآن بخوان

تا مگر آوای قرآن تو آرامم کند
بر فراز نیزه، ای آرام جان قرآن بخوان

تا که اسلام تو را اهل زمین باور کنند
ای امام کلّ اهل آسمان قرآن بخوان

زادۀ مرجانه دارد قصد آزار تو را
تا نرفتی زیر چوب خیزران قرآن بخوان

صوت قرآن سر تو، سر بلندم می‌کند
تا نگشته قامت زینب کمان قرآن بخوان

یاد قرآن پدر کن؛ روی دست جدّمان
وارث حیدر! تو هم نوکِ سنان قرآن بخوان

آن چه دیدم مادرم زهرا برایم گفته بود
این مصیبت را نمی‌کردم گمان؛ قرآن بخوان

هر که هر چه دارد از این خاندان دارد حسین
تا به «میثم» هم دهی سوز نهان قرآن بخوان
#حاج_غلامرضا_سازگار

🔆 کانال #محبان‌الزهراءعلیهاالسلام
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @mohebanozahra315
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی
#ماه_محرم

کوتاه کن کلام... بماند بقیّه‌اش
مرده است احترام، بماند بقیّه‌اش

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام، بماند بقیّه‌اش

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام، بماند بقیّه‌اش

شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام
شد سنگ ها تمام، بماند بقیّه‌اش

گویا هنوز باور زینب نمی‌شود
بر سینۀ امام؟، بماند بقیّه‎اش

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام، بماند بقیّه‌اش

راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام، بماند بقیّه‌اش

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش
از پیکر امام، بماند بقیّه‌اش

بر خاک خفته‌ای و مرا می برد عدو
من می روم به شام، بماند بقیّه‌اش

دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها
از سنگ پشت بام، بماند بقیّه‌اش

دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام، بماند بقیّه‌اش

حالا قرار هست کجاها رود سرش؟
از کوفه تا به شام، بماند بقیه اش

قصه به "سر" رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام، بماند بقیه اش

🔆 کانال #حیدریم‌حیدری
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @heydariam_heydari110
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#با_حسین_علیه_السلام
#با_زینب_علیهاالسلام
#اربعین_حسینی
#اشعار_حسینی
#اربعین1444

بعد از تو چهل مرتبه طوفان دیدم
من زلف تو را به نی پریشان دیدم
سرسبزی کوفه را بیابان دیدم
والله که سختی فراوان دیدم
گفتم که فراق را نبینم دیدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

هر جا که سرت بود، من آنجا بودم
هر جا که نیاز بود، زهرا بودم
آنقدر بگویمت که تنها بودم
اما سپر چادر زنها بودم
راس تو به نیزه بود چون خورشیدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

یا از سر ناقه دخترت می افتاد
یا وقت نماز خواهرت می افتاد
انگار دوباره مادرت می افتاد
وقتی ز سر نیزه سرت می افتاد
چون ابر ز دیده خون دل باریدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

با بغض چقدر فتنه سازی کردند
با قتل تو حسّ سرفرازی کردند
با جان رباب نیز بازی کردند
بر گیسوی تو دست درازی کردند
از شدت گریه گاه می لرزیدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

تا موی رقیه را مرتب کردم
انگار هزار مرتبه تب کردم
من زیبنم و گریه به زینب کردم
جان کندمُ صبح خویش را شب کردم
در خلوت غم به خویش می پیچیدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

ما را به خدا مردم مغضوب زدند
مرهم به دل زخمی ما خوب زدند
در پیش محب سنگ به محبوب زدند
من بودمُ و عمداً به لبت چوب زدند
من در دل تشت کوچه را می دیدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

هر وقت ز روی نی سلامت کردم
در چشم تو احساس رضایت کردم
بی واهمه خصم را ملامت کردم
تنها نه قیام که قیامت کردم
حتی ز روی نی به تو می بالیدم
آمد به سرم از آنچه می ترسیدم
#محمدی_کرمانشاهی

🔆 کانال #حیدریم‌حیدری
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @heydariam_heydari110
Forwarded From 🌿 مطالب ناب در منبر..
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی

در بساط عشق هرکس زحمتش بالاتراست..
پیش زهرا مادرت شخصیتش بالاتراست!

هرکه محض احترامت معصیت کمتر کند
روزی اشک میان هیئتش بالاتراست..

احترام پیرها هرچند برما واجب است..
پیرمرد روضه تو حرمتش بالاتراست

قول دادی روز محشر لنگ نگذاری مرا
ساکن بیت الحسین امنیتش بالاتراست

خیمه ی تو جای کبر و کینه و منصب که نیست
هرکسی خاکی تر آمد عزتش بالاتراست

نقص های هر نمازش زود کامل میشود..
هرکه انس سجده روی تربتش بالاتراست

کربلا رفتن کجا؟از کربلا گفتن کجا؟
دیدن شش گوشه ات از صحبتش بالاتر است

داغِ تو دیده به فکر غصه دنیا که نیست
مبتلای اشک تو ظرفیتش بالاتراست

از شهیدان تو فهمیدم که پای عشق تو
هرکسی گمنام تر شد شهرتش بالاتراست

گریه در هیئت تفاوت میکند باهرکجا
گریه دسته جمع باشد قیمتش بالاتراست

وسع ما این‌است! اما خوب میدانیم ما
خیلی از این نوکریها ساحتش بالاتراست

تشنگی، زخم زبان، داغ جوان، هتک حرم
از تمام این مصائب غربتش بالاتر است

آب مهر مادرت بود و به رویت بسته شد
حجم نیزه آمد و راه گلویت بسته شد
#پوریا_هاشمی

🔆 کانال #مطالب‌ناب‌درمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی

امید آخر دل های بی قرار حسین
مرا هزار امید است و هر هزار حسین

به کوه امنیت و بندگی رسید سریع
به کشتی توهرآن کس که شدسوار حسین

تویی که شان نزول تبارک الهی
خدا به خلقت تو کرده افتخار حسین

خدا به طالع ما مهر نوکری زده است
به غیر نوکریت نیست کار و بار حسین

غلام و نوکر و مداح و شاعر و خادم
گذاشتی سر ما اسم مستعار حسین

گناهکارم و در بین خلق محترمم
غلامی تو به من داده اعتبار حسین

ازاین محبت واین عشق واین حسینیه ها
هزار شکر که لایمکن الفرار حسین

اگرحبیب به عشقت دوبارجان داده ست
هزار جان بده تا من هزار بار حسین
#مجتبی_خرسندی

🔆 کانال #حیدریم‌حیدری
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @heydariam_heydari110
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی

از کودکیِ خود به غمت مبتلا شدیم
دلداده و اسیرِ غمِ کربلا شدیم

ازجنسِ سنگ بوده دلِ ما و از کرم
دستی گرفته‌ای و همه از طلا شدیم

در راه اربعین تو "لبّیک یا حسین"
گفتیم و با صدای خدا هم‌صدا شدیم‌

در بین روضه‌های تو با گریه آمدیم
ما را خریدی و ز دو عالم سوا شدیم

ما را نوشته اند: (شاهان این جهان)
از آن دمی که با کرمت آشنا شدیم
#امیرحسین_عظیمی

🔆 کانال #حیدریم‌حیدری
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @heydariam_heydari110
Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#با_حسین_علیه_السلام
#اشعار_حسینی

احساس میکنم که شبیه کبوترم
هرگز به غیر بام‌تو جایی نمی‌پرم

از لحظه‌ای که پای بساط تو آمدم
مشمول لطف دائم زهرای اطهرم

حتی حبیب هم به دلم غبطه می‌خورَد
هرجا میان روضه‌ی تو فیض می‌برم

بالای عرش می‌رسم از بین روضه‌ها
آن‌دم که در عزای تو پایین منبرم

هرگز ملائکه به مقامم نمی‌رسند
وقتی که در حسینیه‌ پای سماورم

هیات، محل تربیت خانواده‌هاست
سینه‌زدم کنار پدر، با برادرم

گریه‌کن مجالس روضه‌ست مادرت
جاروکش مجالس روضه‌ست مادرم

جاماندم از زیارت شش‌گوشه یاحسین
این غصه را کجا ببرم؟ خاک بر سرم

شبهای جمعه فاطمه مهمان کربلاست
آید صدای ناله‌ی بی‌بی‌ بی‌حرم:

از فرط غصه موی سر من سفید شد
لب‌تشنه و گرسنه حسینم شهید شد
#محمد_زوار

🔆 کانال #حیدریم‌حیدری
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @heydariam_heydari110