Forwarded From دعبل
#امام_حسین_علیه_السلام
#اربعین
#غلامرضا_سازگار

اگرچه بااسارت،کوچ ازین دشت بلاکردم
نه تنهاشهرکوفه،شام راهم کربلاکردم

صفایم کربلاومروه شام اسم تولبّیکم
شروع سعی ازگودال تاطشت طلاکردم

چهل منزل زیارت کرده ام ماه جمالت را
چهل شب درنمازشب توراهرشب دعاکردم

به اجرای وصیّتهای توتنهاکمربستم
جفابعدازجفادیدم به عهدخودوفاکردم

جداشدبندبندم درکنارقتلگاه از هم
دمی که دخترت راازروی جسمت جداکردم

دلم درقتلگه بودو دم دروازهءکوفه
جمالت رازیارت برفرازنیزه ها کردم

توباآوای قرآن معجزختم رسل کردی
من ازیک خطبه اعجازعلیِ مرتضی کردم

نمیدانم چگونه بی تورفتم بی توبرگشتم
نمیپرسی چهادیدم چهاگفتم چهاکردم؟

نمازشب نشسته خواندم امّاروز،استادم
به شمشیربیانم نهضتی دیگربه پاکردم

به دست بسته دربزم یزیدبی حیارفتم
ولی ازدست زین العابدین زنجیرواکردم

غریبیِّ علیّ وفاطمه برمن مجسّم شد
شبی که دخترت رادفن درویرانسراکردم

کنارطشت زردیدم که زهرابرتومیگرید
گریبان چاک دادم گریه باصاحب عزاکردم

اگرچه قامتم خم شدقیامت کردهرگامم
به جان مادرم حقّ قیامت رااداکردم
@deabelnews
Forwarded From دعبل
#دورهء_محرم
#حضرت_عبدالله_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

شمع‌ها از پای تا سر سوخته
مانده یک پروانهء پرسوخته

نام آن پروانه عبدالله بـود
اختری تابنده‌تر ازماه بود

کرده ازاندام لاهوتی خروج
یافته تا بامِ «أوْأدنی» عروج

خون پاکش زاد و جانش راحله
تار مویش عالمی را سلسله

صورتش مانند بابا دلگشا
دست‌های کوچکش مشکل‌گشا

رخ چو قرآن چشم و ابرو آیه‌اش
آفتاب آیینه‌دار سایه‌اش

مجتبایی باحسین آمیخته
بر دو کتفش زلف قاسم ریخته


از درون خیمه همچون برق آه
شـد روان باناله سوی قتلگاه

پیش رو عمّو خریدارش شده
پشت سر عمه گرفتارش شده

بر گرفته آستینش را به چنگ
کای کمر بهر شهادت بسته تنگ!

ای دوصد دامت به پیشِ رو مرو
این همه صیاد و یک آهو مرو

کودک ده ساله ومیدان جنگ؟
یک نهال نازک و باران سنگ؟

دشمن اینجا گر ببیند طفلِ شیر
شیر اگر خواهد، زند او را به تیر

تو گل و صحرا پر از خار وخس ست
بهر ما داغ علی‌ اصغر بـس ست

با شهامت گفت آن ده ساله مرد
طفل ما هرگز نترسد از نبرد

بی‌ عمو ماندن همه شرمندگی ست
با عمو مردن کمال زندگی ست

تشنگی با او لب دریا خوش ست
آب اگر او تشنه باشد آتش ست

بوده از آغاز عمرم انتظار
تا کنم جان در ره جانان نثار

جان عمه بود و هستم را مگیر
وقت جانبازی ست دستم را مگیر

عمه جان درتاب و تب افتاده‌ام
آخر ازقاسم عقب افتاده‌ام

ناله‌ای با سوز و تاب و تب کشید
آستین ازپنجهء زینب کشید

تیر گشت و قلب لشکر را شکافت
پر کشید و جانب مقتل شتافت

دید قاتل در کنار قتلگاه
تیغ بـگْرفته به قصدِ قتلِ شاه

تا نیاید دست داور را گزند
کرد دست کوچک خود را بـلند

درهوای یاری دستِ خدا
دست عبدالله شد از تن جدا

گفت نه تنها سر و دستم فدات
نیستم کن ای همه هستم فدات!

آمدم تا در رهت فانی شوم
در منای عشق قربانی شوم

کاش می‌بودم هزاران دست و سر
تا برای یاری‌ات می‌شد سپر

قطره‌ گرخون گشت، دریا شاد باد
ذره‌ گر شد محو، مهرآباد باد

توسلامت، گرچه ما را سر شکست
دست ساقی باز اگر ساغر شکست

ای همه جان‌ها به قربان تنت
دست عبدالله وقف دامنت

چون به پاس دست حق از تن جداست
دست ماهم بعد از این دستِ خداست

هر که در ما گشت فانی ما شود
قطره دریایی چو شد دریا شود

تا دهم بر لشکر دشمن شکست
دست خود راچون عَلم گیرم به دست

با همین دستم تو را یاری کنم
مثل عبّاست علمداری کنم

بود در آغوش عمّش ولوله
کز کمان بشتافت تیرِ حرمله

تیر زهرآلود با سرعت شتافت
چون گریبان حنجر او را شکافت

گوشهء چشمی به عمّو باز کرد
مرغ روحش از قفس پرواز کرد

با گلوی پاره در دشت قتال
شه تماشا کرد و او زد بال بال

همچو جان بگْرفت مولا در برش
تازه شد داغِ علیِّ‌‌ اصغرش

گریهء ما مرهمِ زخمِ تنش
اشک«میثم»باد وقفِ دامنش

🔹@deabelnews
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّد را محمّد را محمّد را تماشا کن

ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی

مبارک بادبرثارالَّه‌ چون جانِ حسین‌ست او
ببوسیدش بخوانیدش که قرآن حسین‌ست او
دُرِدریای رحمت زیب دامان حسین‌ست او
چراغ ماه،یاخورشیدتابان حسین ست او؟

شگفتـا در جـمــال او جـمــال کبـریا بینم
حسن بینم علی بینم نبی بینم خدا بینم

امیرالمؤمنین جدّوعلی شـد نام نیکویش
صدای«یاعلی»آیدبه گوش از تارهر مویش

علی خصلت،علی هیبت،علی خلقش،علی خویش
عجب نبْوَدکه بابابوسه آرد بر دو بازویش

علی ای نفْس پیغمبر!پیمبر بین، پیمبر بین
به روی دست لیلاحضرتِ عباسِ دیگر بین

خداونداچه خوانم گرنخوانم روح ایمانش
حسین بن علی پیغمبر و این ست قرآنش
دهان وچشم و ابروکوثروتطهیرو فرقانش
حسین بن علی پیغمبر و اوهست قرآنش

وجـودش از وجـود رحمة للعالمیـن گوید
یقین دارم کـه صورت‌آفرینش آفرین گوید

سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او
عجب نبْوَد اگر جبریل وحی آرد برای او
دوای درد جان اهل دل در خاک پای او
بهشـت روح ثـارالله حُسـن دلربــای او

امیــرالمؤمنین زهـرا پیمبــر دوستش دارد
امام مجتبی همچون برادر دوستش دارد

قیامت قامتان بستند قامت بهر تعظیمش
هزاران بوذر و مقداد و سلمانند تسلیمش
سر و جان همه خوبان عالم باد تقدیمش
علـوم اوّلیــن و آخـرین محتاج تعلیمش

نبی رانورعین‌ست اوچراغ عالمین‌ست او
حسین‌بن‌علی راجان،علی‌بن‌الحسین‌ست او

چه قرآنی که باقرآن توانی کرد تفسیرش
چه خورشیدی که ازخورشیددل برده‌ست تصویرش

به هنگام رجز تکبیر می‌نازد بـه تکبیرش
شجاعت رنگ میبازدبه پیش برق شمشیرش

«کرامت»خشتی ازکویش«دعا»دائم دعاگویش
«ادب»خاک کف پایش«شرف»ریگ ته جویش

الاای خضرِ رحمت تشنه‌کامِ لعلِ لب‌هایت!
خجل گردیده زیبایی، ز شرم روی زیبایت
زیارت نامۀ زوار ثارالله، سیمایت
حسین ابن علی گردیده محو قد و بالایت

جلال احمدوآلت، جمال الله تمـثالت
سر وجان خاک درگاهت،دل بابا به دنبالت

همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو
شهیدان فضیلت را چراغ راه یعنی تو
پیمبر را تجلای جلال و جاه یعنی تو
ولی‌الله فرزندِ ولی‌الله یعنی تو

تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی
تو هم دلبند توحیدی تو هم فرزند قــرآنی

تو وجه اللّهی و از احمد مختار دل بردی
تو سیف اللّهی و از حیدر کرار دل بردی
تو از خون خدا در مکتب ایثار دل بردی
تو حتی از عدو در عرصۀ پیکار دل بردی

توتاصبح قیامت نور دادی خلـق عـــالم را
تو ازبارمضامین سبزکردی نخل «میثم» را


🔹@deabelnews
#امام_عصر_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر
وز زمزمه‌ام بر دل ماند اثری دیگر
در سامره می‌بینم قرص قمری دیگر
وز بیت ولا بر لب دارم خبری دیگر
از نسل علی آمد خیر البشری دیگر
یا آمنه آورده پیغامبری دیگر

طوبا ثمر آورده سینا شجر آورده
چشم همگان روشن نرجس پسر آورده

من رحمت بی‌حد را در سامره می‌بینم
من خلد مخلّد را در سامره می‌بینم
من جلوه‌ء سرمد را در سامره می‌بینم
من عبد مؤیّد را در سامره می‌بینم
من طلعت احمد را در سامره می‌بینم
من حُسن محمّد را در سامره می‌بینم

ای منتظران خیزید با خصم درآویزید
در مقدم مهدی گل، از پارۀ دل ریزید

ای گمشده پیدا شو پیدایش حق را بین
آیینه شو وآنگه آئینه‌ء یکتا بین
رخسار دو صد یوسف در آن رخ زیبا بین
بالای دو صد آدم در آن قد و بالا بین
هم نوح پیمبر را در دامن دریا بین
هم موسی عمران را در وادی سینا بین

در یک رخ زیبا بین خوبان دو عالم را
خوبان دو عالم نه، پیغمبر خاتم را

امشب من ودل گشتیم در کوی گل نرگس
برگرد گل روی دلجوی گل نرگس
خُلق نبوی دیدیم در خوی گل نرگس
خوردیم شراب نور از جوی گل نرگس
تا روی خدا دیدیم در روی گل نرگس
دل گشته بهشت گل از بوی گل نرگس

ای دسته گل نرگس از مات سلام ﷲ
ای زینت هر مجلس از مات سلام ﷲ

پیوسته درود از ما بر نرجس و مولودش
بر نرجس و مولودش بر مهدی موعودش
بر مهدی موعودش بر حجّت معبودش
بر حجّت معبودش بر مقصد و مقصودش
برمقصد و مقصودش بر سیرت محمودش
برسیرت محمودش لطف و کرم و جودش

لطف وکرم وجودش حکم وسخن وعزمش
حکم وسخن وعزمش تیغ و عَلَم و رزمش

مهر رخ دلجویش هنگام سحر تابید
روشنتر و زیباتر از قرص قمر تابید
از قلب ملک سر زد در چشم بشر تابید
گفتی یم هستی را پاکیزه گهر تابید
چون شعله به کوه طور ازشاخ شجر تابید
هنگام طلوع فجر بر دست پدر تابید

در طلعت او دیدند آئینه‌ء احمد را
مانند علی می‌خواند قرآن محمّد را

اوّل سخن توحید از خالق اکبر گفت
هم حمد الهی کرد هم وصف پیمبر گفت
هم آیه‌ءقرآن خواندهم مدحت حیدر گفت
هم نام امامان را تا خویش سراسر گفت
از ظاهر و باطن گفت از اوّل و آخر گفت
آنگه به زبان دل آن حجّت داور گفت

من شاهد و مشهودم من حجّت معبودم
من مقصد و مقصودم من مهدی موعودم

من طوطی گویای گلزار شهیدانم
من روشنی چشم بیدار شهیدانم
من آینهء سرخ رخسار شهیدانم
من محیی ایثار و آثار شهیدانم
من وارث مظلوم انصار شهیدانم
من منتقم خون سالار شهیدانم

گلواژه‌ء جاء الحق بر دست جهانگیرم
نقش زهق الباطل بر تیغه‌ء شمشیرم

حق وعده به من داده تا ملک جهان گیرم
بر دوست امان بخشم از خصم امان گیرم
مهرآرم وخشم آرم جان بخشم وجان گیرم
یار همگان باشم داد همگان گیرم
در سلک شبان آیم در کعبه مکان گیرم
حلقوم ستمگر را در پنجه چنان گیرم

تا نقش زمین گردد اهریمن خود کامی
وز ظلم و ستم هرگز باقی نبود نامی

ای روی تو نادیده دل برده ز دلداران
ای کار تو پنهانی یاری ز همه یاران
بشکفته دل از نامت چون لاله که در باران
از جام تولاّیت سر مستی هوشیاران
باز آکه بر اندازی بنیاد ستکاران
با تیغ تو ریزد خون از سینۀ خونخواران

خورشید رخت در ابر پوشیده چرا مهدی
ای کعبۀ دل رویت از کعبه درآ مهدی

ای با همگان مونس ای در همه جا تنها
ای بی تو ز خون دل دریا شده دامن‌ها
تا چند زمام دین در سلطه‌ء رهزنها
تا چند جهان لبریز از گریه و شیون‌ها
تا چند خزان حاکم در دامن گلشن‌ها
تا چند بود قرآن بر نیزه‌ء دشمن‌ها

ای نالۀ مظلومان در گوش تو یا مهدی
ای پرچم ثارالله بر دوش تو یا مهدی

باز آی که بنمائی بر ما رخ زیبا را
باز آ که کنی از عدل پُر عرصه‌ء دنیا را
باز آ که همه بینند آن روی دل آرا را
باز آ که کنی پیدا دو گمشدۀ ما را
هم تربت محسن را هم تربت زهرا را
حیف ست نبیند عبد رخسار تو مولا را

من «میثم»این کویم اوصاف تو را گویم
اوصاف تو را گویم تا وصل تو را جویم


🔹@deabelnews
Forwarded From دعبل
#امام_سجاد_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

محیط نور را نور آفریدند
سپاه شور را شور آفریدند
به خورشید ولایت ماه دادند
بگو نورِعلی‌نور آفریدند

سپهر امشب زند بر خاک، زانو
مَلَک خواند ثنای شهربانو

خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی نوری جلی داد
حسین بن علی چشم تو روشن
که امشب بر تو ذات حق علی داد

شب وجد امام عالمین ست
که میلاد علی ابن الحسین ست

جمالِ بی مثالِ داور ست او
به خَلق و خُلق و خو پیغمبر ست او
حسن زادی، حسین آورده‌ای، یا
امیرالمؤمنین دیگر ست او

به چشم نور از او نور بارد
جمال چارده معصوم دارد

به مولا جلوه مولا مبارک
جمال ربی‌الاعلی مبارک
امام چارم آوردی به دنیا
عروس حضرت زهرا مبارک

عبادت‌های حیدر یاد آمد
که عید حضرت سجاد آمد

به چشمم نور مطلق آفریدند
به نامم ذکر یاحق آفریدند
یقین باشد مرا امشب دوباره
به سر شور فرزدق آفریدند

سرشک شوق ریزد از دو عینم
که مداح علی ابن الحسینم

به صورت حُسنِ صورت آفرینش
ز صورت آفرینش، آفرینش
فلک خواند به لب عین الحیاتش
ملک گوید به رخ حقّ الیقینش

کلام وحی ریزد از دهانش
دعا گل بوسه گیرد از لبانش

خدا مشتاق یارب یارب اوست
سحر دلداده ذکر شب اوست
کلیم الله مدهوش تکلّم
مسیحا زنده لعل لب اوست

عبادت بوسه گیرد از جبینش
خدا فرموده زین‌العابدینش

ولایت تشنه جام ولایش
همه دل‌هاست، دشت کربلایش
چهل پرواز از گودال تا شام
چهل معراج تا طشتِ طلایش

سفر از کبریا تا کبریا داشت
عروجی همچو ختم‌الانبیا داشت

به خلقت در اسارت مقتدایی
کند در بندگی کار خدائی
کند روز اسارت دست بسته
ز کار عالمی مشکل گشائی

فراز ناقه اوج اقتدارش
زبان هنگام خطبه ذوالفقارش

کلامش همچو آیات شریفه
حماسه، روشنی، حکمت، لطیفه
به دریای دلِ اهلِ تولّا
گهر جاری است از متن صحیفه

دعای اوست وحی آسمانی
معانی در معانی در معانی

الا سیر عروجت تا سحرگاه
من الله و الی الله و مع الله
نهان از چشم‌ها اسرار خود را
علی با چاه می‌گفت و تو با ماه

تو قرآنی تو ایمانی تو دینی
تو سر تا پا امیرالمؤمنینی

مزارت بیت قرب داور ماست
بقیعت کربلای دیگر ماست
به معراج عروج از خویش تا دوست
تولای شما بال و پر ماست

به "میثم" از ازل شد این عنایت
که با مهر شما گردد هدایت


🔹@deabelnews
Forwarded From دعبل
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

مهداوکعبه وچشم همگان زمزم اوست
زندگی بخش دوصدعیسی مریم دم اوست
ماه من مدح و ثنای همه عالم کم اوست
آشنای دل خوبان دو عالم غم اوست

گر به لب خنده و گر اشک فشانی دارد
با حسین بن علی راز نهانی دارد

عطر گل از نفس او به چمن می آید
بوی خون از دهنش جای لبن می آید
گه پدر را زدمش روح به تن می آید
گاه لب بسته و چشمش به سخن می‌آید

بر لبش جام بلا خوب تر از شیر آید
نگران است که کی حرمله با تیر آید

مفتخر می کند این طفل بنی الزّهرا را
نه بنی الزّهرا بلکه همه دنیا را
می برد خنده اش از شوق دل بابا را
آورد یاد پدر قصّه عاشورا را

آیه عشق به خال و خط و رویش پیداست
مرگ خونین ز سپیدی گلویش پیداست

ماه رخسار نکوتر زمهش را نگرید
بر رخ یوسف زهرا نگهش را نگرید
شرف قرب وی و بُعد رهش را نگرید
بسر دوش پدر قتلگش را نگرید

طفل را دامن مادر همه دم جا باشد
او زند بال که بر شانۀ بابا باشد

گُل رخساره او لاله علیّین است
بند قنداقه او طُره حورالعین است
پدرش بوسه زند بر لبُ ذکرش این است:
«دهنت باز ببوسم که لبت شیرین است»

خاندان نبوی دست بدستش دادند
بوسه ها بود که بر نرگس مستش دادند

کیست این طفل که توحید بود مرهونش
عشق، دلداده و ایثار و وفا ممنونش
می دهد نور به خورشید رخ گلگونش
سرخ رو وجه خداوند بود از خونش

این همان است که در قلزم خون خنده کند
خنده اش حجّت حق را کُشد و زنده کند

این چه ماهی ست که خورشیدسرافکنده اوست
این چه طفلی ست که استادخِردبنده اوست
این چه کشته ست که جان دوجهان زنده اوست
این چه ذبحی ست که خون راشرف ازخنده اوست

«میثم»این کودک شیریست که پیرش گویند
پیشتازان صف عشق امیرش گویند

@deabelnews
Forwarded From دعبل
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

بهشت عترت پیغمبر است او
گلش خوانم نه ازگل بهتر است او

سزد اورا علی خوانند آری
که یک آئینه حسن ازحیدراست او

مدال دوش سالار شهیدان
مه برج ولا را اختر است او

علی اصغرش خوانند اما
ولایت را شهید اکبر است او


سپهر آرزو را ماه دادند
به ثارالله ثار الله دادند


چه کودک لیلۀ قدر است مویش
چه نوزادی که والشمس است رویش

تو گوئی از شب میلاد باشد
لب خشک وشهادت آرزویش

شفاعت ، عشق ، جانبازی ، تبسم
نوشته بر سفیدی گلویش

بنازم قرص ماهی را که با خون
کند شمس ولایت شستشویش


تبسم های شیرینش گواه است
که اورا تا خدا یک گام راه است


زهی طفلی که از صبح ولادت
وجود اوست سر تا پا سعادت

عجب نبود اگر خورشید گردون
به خاکش آورد روی ارادت

گل لبخند ا گوید که این طفل
شهادت را نداند جز سعادت

نگاهش کن تو گوئی آنکه دارد
به مهد ناز هم شو ق شهادت

من واحسان ولطف و رحمت او
که اهلبیت را این است عادت


بزرگ وکوچک اینان جوادند
برای عالمی باب المرادند


رخش آئینه حسن خدائی
جمالش آیت نورالهدائی

زهی طفلی که در هنگام شیری
امام خویش را باشد فدائی

نگردد تا جدا یکدم زجانان
کند جان از تنش میل جدائی

خواتین راست بر گردش کنیزی
سلاطین راس در کویش گدائی

به خون حنجر خود تا قیامت
کند از لوح دل ظلمت زدائی


زشیری اشک شوقش دردوعین است
نگاهش بر سر دوش حسین است


شهادت عشق، ایمان زندۀ اوست
شرف عزت سیادت بندۀ اوست

حجازی ماه ویک کرببلا نور
به خورشید رخ تابندۀ اوست

فدای لعل لبهایش که تا حشر
تمام آبها شرمندۀ اوست

سر وجانم فدای طفل شیری
که ثارالله محو خندۀ اوست

حقیقت عاشق، ایما ن سر فرازی
هماره تا ابد پایندۀ اوست


اگر چه بسته در قنداقه دستش
بود خلق جهانی پای بستش


به لب خنده به دل سوز وگدازش
ملائک عاشق راز ونیازش

نگاهش باعث لبخند عباس
امام پاکبازان سر فرازش

به دور مهد ناز او بگردید
که باشد کعبۀ دل مهد نازش

مناجات شب وصل حسین است
صدای گریه های دلنوازش

علی روئی که از آل محمد
برد دل با دو چشم نیم بازش


مبادا کودک شیرش بگویند
که پیران جهان محتاج اویند


من از نخل ولایت بر گرفتم
طریق آل پیغمبر گرفتم

از آن گردیده ام مست محبت
که از دست علی ساغر گرفتم

تولای علی وآل اورا
به یمن پاکی مادر گرفتم

بهشت وهر چه در آن است یکجا
زلبخند علی اصغر گرفتم

بیاد آن گل باغ شهادت
گلاب از دیدگان تر گرفتم


خریدار غم این خاندانم
غلام میثم این خاندانم

@deabelnews
Forwarded From دعبل
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

این ست که درگلبن ایثارگلاب ست
ازشوق شهادت همه شب درتب وتاب ست
این ست که دربحرولایت دُرِناب ست
درمکتب سرخ شهداختم کتاب ست
این ست که لب تشنهءلعل لبش آب ست
این غنچه نه،یک باغ گلِ سرخ رباب ست

این عاشق ودلداده وپابست حسین ست
یاسورهءکوثربه سردست حسین ست

این حُسن خدائیست خدائیست خدائیست
لب تشنه فدائیست فدائیست فدائیست
مولودمدینه ست ولی کرببلائیست
این شعلهءهفتادودوفریادرهائیست
دررزمِ حسین بن علی فتح نهائیست
هرچندکه درارض کندجلوه،سمائیست

این غنچهءزهراست به گلزارشهادت
این مُهرحسین ست به طومارشهادت

ازلحظهءمیلاد به باباست نگاهش
از صبح ازل تیر بلا چشم به راهش
بنیاد ستم سوخته از شعله ی آهش
صدقافله دل پنهان درزلف سیاهش
الله که یک کودک ویک خلق سپاهش
لبخندشهادت به گُل روی چوماهش

دل برده زخورشیدولایت مه رویش
جای لب بابا به سفیدیّ گلویش

درمهد، به عشق پدر افراشته قامت
درعهدبه هرزمزمه اش کرده قیامت
تعظیم، به گهواره ی او برده کرامت
از دوش پدر بر همه دلهاش اقامت
ناخورده لبن بر دل خلقیش امامت
از زخم گلو داده به اسلام سلامت

تا پای به عالم زده، تا چشم گشوده
راهیّ سفر با پسر فاطمه بوده

اینست که از لحظه ی زیبای ولادت
هم گام پدر بوده تا مرز شهادت
بر شانه ی بابا همه دم داشته عادت
خندیدن وجان باختنش بود عبادت
پیوسته به سجّادهءخون داشت ارادت
ازحنجرخشکیده به خون دادسعادت

لبخند شهادت به لب از روز الستش
دادندهمه هاشمیان دست به دستش

ناخورده لبن آمده لبریز سبویش
قرآنِ سر دست پدر مصحف رویش
لب بسته،به دل موج زندسرِّمگویش
بردوش پدردیدهءعبّاس به سویش
گاهی نگه یوسف زهرا به گلویش
گه شانه کشدزینب برطرّهءمویش

گه در بغل لاله ی لیلاست مقامش
تا حشر زخون شهدا باد سلامش

ای باب مراد همه عالم علی اصغر
ای جسم توتوحیدِمجسّم علی اصغر
ای شمعِ دلِ عالم و آدم علی اصغر
ای فتح حسین ازتومسلّم علی اصغر
ای خون خداراهمه دم،دم علی اصغر
ازتوست همین حاجت«میثم»علی اصغر

کزلطف وکرم دیده به سویش بگشایی
بر او حرم گم شده ات را بنمایی

@deabelnews
Forwarded From دعبل
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#غلامرضا_سازگار

توڪیستی؟چراغ بهشت مدینه ای
آیینه دارحُسن حسینی،سڪینه ای
باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت
چون عمه ات به صبرنداری قرینه ای

درآسمان صبرفروزنده ڪوڪبی
بین تمامی اُسرا رڪن زینبی

دشمن ذلیل عزّووقارسڪینه است
فریادکربلای حسینی به سینه است
درمڪتب مجاهدت وصبروابتلا
ایثارواستقامت وایمان گزینه است

هرچنددردورنج اسارت ڪشیده ای
توخصم رابه بندحقارت کشیده ای

روی تو آفتاب تماشای باب بود
آئینه ی تمام نمای رباب بود
درمنطق تومعجزه ی نطق مرتضی
پیغام توحیاوعفاف وحجاب بود

ازسنگ وتازیانه که درشکوه نیستی
درقتلگه ز بردن چادر گریستی
 
درمجلس یزیدکه قلبت کباب بود
دیدی میان طشت طلا آفتاب بود
نامحرمت به دوروغمت بیحساب بود
برچهره آستین ودودستت حجاب بود

فریادوآه واشک وغم ازگریهءتوسوخت
حتی دل یزیدهم ازگریهءتوسوخت

گاهی صدای گریهءاصغرشنیده ای
گه ناله درشهادت اڪبرکشیده ای
گاهی به روی خارمغیلان دویده ای
گه حنجربریده به گودال دیده ای

درهربلیّه حمد الاهیت بر لب ست
الحق تورامقاومت وصبرزینب ست 

ای یادگار فاطمه، ای دختر حسین
همگام زینبینی و هم سنگرحسین
در راه شام راهنمایت سر پدر
منزل به منزلی توپیام آور حسین

هرخانه ای که هست رباب وسکینه اش
باشدصفای روضه شهر مدینه اش 

تومصحف حسین وبهشت ست دامنت
برصفحه جمال فروزنده احسنَت
پامال حرمتت شده ازجور دشمنان
باتازیانه آیه نوشتند بر تنت

تو راز ناشنیده ز بابا شنیده ای
تو قاصد پیام گلوی بریده ای 

ای پاڪی وعفاف وحیاشرمسار تو
دشمن حقیرمنزلت واقتدار تو
پیوسته باد باغ شهادت بهار تو
تا روز حشر گریة "میثم" نثار تو

قلب حسین وچشم وچراغ مدینه ای
سر تا قدم جلال و وقار و سڪینه ای

@deabelnews
Forwarded From دعبل
#امام_حسین_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

مه منوّر شعبان مه رسول خداست
مه مبارك میلاد سیدالشهداست

به
#امام_حسین_علیه_السلام
#غلامرضا_سازگار

مه منوّر شعبان مه رسول خداست
مه مبارك میلاد سیدالشهداست

به رهروان هدایت ز حق رسیده خبر
كه روی دست محمد عیان چراغ هداست

تمام دین به روی دست‌های ختم رسل
و یا كتاب خدا روی سینة زهراست

به عدل و عزت و آزادی و كمال و شرف
خلایقند همه تشنه، فیض او دریاست

ملك به حسن تماشائیش، شده مبهوت
كه این امام حسین است یارسول خداست

نسیم خلد برین می وزد ز اطرافش
كه بوی عطر خدا در مشام باد صباست

اگر تمام ملائك ز گاهوارة او
پر دوباره چو فطرس طلب كنند رواست

نبی به طلعت زیباش خنده كرد و گریست
خدا به یمن قدومش بهشت را آراست

ز گاهواره به گودال خون نگاهی كرد
به خویش گفت كه میلاد ما شهادت ماست

تمام خلقت یك لحظه بی حسین مباد
كه بی حسین زمین بی‌كس وزمان تنهاست

به حلق تشنه و لب‌های خشك او سوگند
كه خون او به گلستان وحی، آب بقاست

گرفت جام بلا را ز دست حضرت دوست
از آن تمام بلاها به چشم او زیباست

مگو چرا ز همه هست خود گذشت حسین
خدای دادبه اوهست وهست او را خواست

اگر ز بار غمش آسمان خمید چه باك
كه گشت قامت اسلام با قیامش راست

وضو گرفت ز خون، پیش تیر قامت بست
كه تا قیام قیامت از او نماز به پاست

همیشه حج به وجود حسین می‌بالد
كه كربلاش صفا بود و مروه شام بلاست

نماز و روزه و حج و جهاد می‌گویند
حیات ما همه مرهون سیدالشهداست

به پور هند جگر خواره چون گشاید دست
كسی كه رشد و نموّش به دامن زهراست

زهی جلال كه در روی خون گرفتة او
به چشم اهل نظر صورت خدا پیداست

مگر نه خوردن خاك آمده به شرع حرام
چه حكمتیست،چراتربت حسین شفاست؟

به تحت قبّه او كن بلند دست نیاز
بگیر حاجت خود را كه مستجاب دعاست

همه به حشر صدا می‌زنند یا زهرا
ولی ز فاطمه آید ندا، حسین كجاست

اگر چه سوم شعبان جمال خویش گشود
بدان ولادت او ظهر روز عاشوراست

قسم به ذات خداوند قادر بی چون
كه خونبهاش خداوندگار بی همتاست

تمام اهل قیامت به چشم می‌بینند
حسین با تن بی سر شفیع روز جزاست

هنوز نغمة قرآن او بلند ز نی
هنوز نعرة هیهات او به اوج سماست

هنوز خنجر قاتل ز خون اوست خجل
هنوز از عطشش، شعله در دل دریاست

هنوز نالة هل من معین اوست بلند
هنوز رأس منیرش به نیزه راه نماست

هنوز پرچم گلگون او به قلة عرش
هنوز پیكر صد چاك او به دوش شماست

حسین رهبر آزادگان به هر عصری
حسین راه نمای تمام نهضت‌هاست

حسین مشعل تابندة هدایت خلق
حسین مصحف نور است و آیت عظماست

حسین جان دعا، جان ذكر، جان نماز
حسین روح حرم،روح مروه، روح صفاست

گواه زندة من، ارجعی الی ربك
كه بر حسین همانا خدا مدیحه سراست

حسین سورة فجر و حسین آیه نور
حسین نجم فروزان حسین شمس ضحاست

حسین زندة حق و حسین كشتة حق
حسین بر همه باطل ستیزها مولاست

به وصف او كه خدایش ثنا كند "میثم"
قصیدة تو بود نارسا اگر چه رساست

🔷🔷🔷🔷🔷
ایتا
https://eitaa.com/deabel
سروش
http://sapp.ir/deabel
تلگرام
https://t.me/deabelnews