مقاله چند برداشت از رمان تهرانیها در سال 1396 در دوماهنامه سینما و ادبیات منتشر شد. #تهرانی_ها
#تهرانیها
#امیرحسین_خورشیدفر
#بهار_احمدیفرد
تهرانی‌ها با ترمز رنوی گوجه‌ای پیش پای شاپور صبری که سر بلوار کشاورز ایستاده شروع می‌شود. شاپور کاراکتری است که غالباً روایتگری معطوف به ذهن او پیش می‌رود. بیست سی صفحه آغازین رمان، شاپور شبیه به فلانور سرد و جدی رمان‌های رئالیستی قرن نوزدهم است که در معیت دخترخانمی خوش‌مشرب و شوخ‌طبع، روزی زمستانی را به شب می‌رساند. در این صفحات شاپور، هم به‌جای خود و هم به نمایندگی از نویسنده، آدم‌ها و اطراف را می‌بیند. این فصل شامل مجموعه‌ای از رخدادهای جزئی، گذشته‌نگر و لحظه‌پردازی متراکم است، نمونه‌ای از بافت رئالیستی‌ای که بیشترین سهم را در میان بافت‌های رمان دارد. بافتی مدرنیستی که در آن رویکرد نشان دادن بر نقل توفق دارد. در مقابل این بافت می‌توان مثلاً به ماجرای درست کردن خرک طراحی توسط رحمت اشاره کرد که نقل، بافت آن را شکل می‌دهد. هرچند، این دوگانه تنها اَشکال روایی رمان نیستند، بلکه متعارف‌ترینشان هستند.