Forwarded From 🌿 حیدریم حیدری
#اسارت_اهلبیت_علیهم_السلام
#با_زینب_علیهاالسلام
#پاسخ_به_شبهات
#مصائب_حسینی
#مطاعن_یزید
#شام_پر_بلا

🔷🔶 #حجابی_از_جنس_نور

👈🏼👈🏼 سوالی که گاهی در ذهن تداعی می‌کند این‌که:
آیا در کربلا و شام اسرای آل الله علیهم‌السلام بدون معجر بودند؟
خیر، هرگز بدون حجاب نبودند
در واقعه عاشوراء روبند و معجر نساء هاشمیات غارت گشت، اما این به معنای دیده شدن نساء طاهرات نیست، بلکه این مخدرات با پوششی از نور پوشانیده می شدند.

☑️روزی مرحوم علّامه #شیخ_هادی_کاشف_الغطا در سوگ حضرت زینب (سلام الله علیها) اشعاری می‌سرود و بر روی کاغذ نوشت که چنین است:
▪️قد تركت عزيزها على الثرى
▫️و خلفته في الهجير و العرى

▪️ان نظرت لها العيون ولولت
▫️او نظرت الى الرءوس اعولت

▪️تودّ انّ جسمها مقبور
▫️و لا يراها الشّامت الكفور

«زینب سلام الله علیها را در حالی که دست‌هایش بر گردنش بسته بود، بر شتر لاغری سوار کرده بودند و به اسارت بردند.
نه صورتش پوشیده بود، و نه نقاب بر چهره داشت بلکه به وسیله دست و بازویش صورتش را می‌پوشاند.
عزیزش حسین(علیه‌السلام) را روی خاک‌های گرم بیابان رها کرد.
اگر چشم‌ها به آن بدن‌های پاک چاک‌چاک شهیدان بنگرند، فریاد و فغان سر می‌دهند و چنانچه آن سرهای بریده را نگاه کنند، اشک‌شان جاری می‌گردد.
در آن وقت که زینب(سلام الله علیها) را آن‌گونه به اسیری نزد یزید می‌بردند، آرزو داشت جسمش در زمین فرو رود تا ملامت و سرزنش دشمنان را نبیند».
📚 شیخ هادی کاشف الغطاء، المقبولة الحسینیه، ص۶۳

☑️ #علامه_مقرم در مقتل مقرم گوید:
از مرحوم شیخ هادی کاشف الغطاء أعلى الله مقامه سراینده اشعار فوق شنیدم که می‌گفت:
بعد از این ابیات بسیار گریستم و فردا صبح هنگامی که می‌خواستم اشعار فوق را پاکنویس کنم وقتی به آخرین شعر رسیدم که «تود أن جسمها مقبور ….» باشد ، دیدم این بیت به دنبالش نوشته شده است:

▪️و هي باستار من الانوار
▫️تحجبها عن أعين النظار

«پرده هایی از نور، زینب (سلام الله علیها) را فرا گرفته بودند، که همان پرده ها مانع نگاه بینندگان به او می شدند.»

▪️از مشاهده این بیت تعجب کردم و هنگامی بر تعجبم افزوده شد که پس از پاکنویس کردن وقتی به پیش نویس مراجعه کردم، آن شعر را ندیدم و یقین کردم که وجود مقدس حضرت بقية الله الاعظم (ارواحنا له الفدا ء) چنین چیزی را نوشته اند.

☑️شعر دوم علامه کاشف الغطاء در مصیبت منازل السبایا و اسارت مخدرات، بعد از اینکه ابیاتش توسط حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تکمیل گردید:

▪️بنفسي النّساء الفاطميات اصبحت
▫️من الاسر یسترئفن من ليس يرأف

▪️و مذا برزوها جهرة من خدورها
▫️عشية لا حام يذود و یکنف

▪️توارت بخدر من جلالة قدرها
▫️بهيبة انوار الاله يسجّف

▪️لقد قطع الاكباد حزنا مصابها
▫️و قد غادر الأحشاء تهفو و ترجف

«جانم به فدای دختران فاطمه (سلام الله علیها) از کسی مهربانی چشم داشتند که به آنها مهربانی نمی نمود. چون آنها را از پرده بیرون کشیدند در آن شبی که حمایت کننده ای نبود تا دشمن را براند و آنان را در زینهار خود حفظ کند.
از آن هنگام در پرده از جلالت قدر و بزرگی مستور شدند و هيبت نور الهی پوشش آنها گشت مصیبت ایشان جگرها را از غم پاره کرد و دلها را به لرزه آورد»
📚 دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ص۴۸۶

🔆 کانال #حیدریم‌حیدری
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @heydariam_heydari110
Forwarded From استفتائات رهبری
🔸 #تعزیه‌خوانی

❓ سؤال: در برخی مناطق، به‌خصوص روستاها، مراسم شبیه‌‌خوانی برگزار می‌شود که گاهی اثر مثبتی در نفوس مردم دارد، برگزاری این مراسم چه حکمی دارد؟

✅ پاسخ: اگر مراسم #شبیه‌‌خوانی مستلزم مفسده و مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشد و با توجه به مقتضیات زمان باعث وهن مذهب نباشد، اشکال ندارد، ولی در عین حال بهتر است، مجالس #وعظ و #ارشاد و ذکر #مصائب_حسینی و #مرثیه‌خوانی برپا شود.
🆔 @esteftaterahbar
Forwarded From 🌿 مطالب ناب در منبر..
#اسارت_اهلبیت_علیهم_السلام
#با_زین_العابدین_علیه_السلام
#مصائب_حسینی
#مطاعن_یزید
#شام_پر_بلا

🔷🔶 #درخواست_اموال_غارت_شده_توسط_امام_سجاد_علیه_السلام_قبل_از_بازگشت_از_شام
بگو پیراهن و گلوبند و مقنعه مادرمان فاطمه را بدهند

👈🏼👈🏼 قال لعلي بن الحسين علیه‌السلام: اذكر حاجاتك الثلاث اللاتي وعدتك بقضائهن.
فقال له: الأولي أن تريني وجه سيدي ومولاي و أبي الحسين علیه‌السلام فأتزود منه.
والثانية أن ترد علينا ماأخذ منا.
والثالثة إن كنت عزمت علي قتلي أن توجه مع هؤلاء النسوة من يردهن إلي حرم جدهن صلی‌الله‌علیه‌وآله.

فقال أما وجه أبيك فلن تراه أبدا.
وأما قتلك فقد عفوت عنك.
وأماالنساء فما يردهن غيرك إلي المدينة.
وأما ما أخذ منكم، فأنا أعوضكم عنه أضعاف قيمته.

فقال علیه‌السلام أما مالك فلا نريده و هو موفر عليك، وإنما طلبت ما أخذ منا لأن فيه مغزل فاطمة بنت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله ومقنعتها وقلادتها وقميصها فأمر برد ذلك وزاد فيه من عنده مائتي دينار فأخذها زين العابدين علیه‌السلام وفرقها في الفقراء.

📝 یزید لعین روى به حضرت سجّاد عليه‌السّلام كرد و گفت: حاجات خود را مكشوف‌دار كه سه حاجت شما بر آورده مى‌شود.

حضرت فرمود:
حاجت اوّل من آنكه سر سيّد و مولاى من و پدر من حسين عليه السّلام را به من دهى تا اورا زيارت كنم و از او توشه بردارم و وداع بازپسين گويم.
دوّم آنكه حكم كنى تا هر چه از ما به غارت برده اند به ما ردّ كنند.
سوّم آنكه اگر قصد قتل من دارى شخصى امين همراه اهل بيت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم كنى تا ايشان را به حرم جدّشان برساند.

⭕️يزيد لعين گفت: امّا ديدار سر پدر هرگز از براى تو ميّسر نخواهد شد و امّا كشتن ترا پس من عفو كردم و از تو گذشتم و زنان را جز تو كسى به مدينه نخواهد برد و امّا آنچه از شما به غارت ربوده شده من از مال خود به اضعاف قيمت آن عوض مى‌دهم.

⭕️ حضرت فرمود: ما از مال تو بهره نخواسته ايم مال تو از براى تو باشد. ما اموال خويش را خواسته ايم از بهر آنكه بافته فاطمه دختر محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و مقنعه و گلوبند و پيراهن او در ميان آنها بوده.
يزيد امر كرد تا آن اموال غارت شده را به دست آوردند و ردّ كردند و دويست دينار هم به زياده از مال خود داد. حضرت آن زر را بگرفت و بر مردم فقراء و مساكين قسمت كرد.

📚 لهوف، سیدبن‌طاووس، ص۱۹۵

🔆 کانال #مطالب‌ناب‌درمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar