#دورهء_محرم
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#سید_رضا_موید
اي رخ تو مطلع الانوار حُسن!
خال لبت نقطهء پرگار حُسن
بزم وفا را رخ ماه تو شمع
خوبي خوبان جهان در تو جمع
اي شجر علم و حيا را ثمر!
وي پسر شير خدا را پسر!
اشبه مخلوق به پيغمبري
يوسف ليلا، علیِ اكبري
آينهء صبر و كمال حسين
نور دل فاطمه را نور عين
خلقت و خُلقت چو رسول انام
تربيتآموخته از دو امام
قافلهسالار شهادت، حسين
روح مناجات و عبادت، حسين
گفت نظر بر رخ اكبر كنيم
ياد چو از روي پيمبر كنيم
پاكتر از جان مَلَك، جان توست
خون خدا در رگ و شريان توست
نخل وجودت به كرم، بارور
قصّهء حُسنت همه جا مُشتهر
شاخ و بُنت از شجر طيبات
برگ و برت معدلت و مَكرُمات
حضرت سجّاد، امام امم
گفت: فدايت پدر و مادرم!
هر كه تو را مدح و ثنا گفته است
درّ سخن در صفتت سفته است
بعد حسين آن به دو عالم، امام
بر تو فرستاده درود و سلام
باغ شرف از نفست گل كند
عشق، به نام تو توسّل كند
حُسن حسن، جلوهء زيباييات
علم علي، شاهد داناييات
هر كه بديد آن رخ چون ماه را
كرد زيارت نبي الله را
گوهر پروردهء درياي عشق
يوسف و بازار تو صحراي عشق
فاطميان را تو شُكوه ابد
هاشميان را تو گل سرسبد
آينهء لم يزلي، يا علي!
جان حسين بن علي، يا علي!
صبحِ قيامتاثرِ كربلا
روز وفا بر سر قالوا بلا
چون ورق سرخ سحر باز شد
با نفس گرم تو آغاز شد
خواست مؤذّن كه صلا بر دهد
نغمهء تكبير اذان سردهد
گفت حسينش بنشين مرحبا!
اي پسرم! خيز علي جان! به پا
خيز و تو امروز اذان ساز كن
دفتر ايثار مرا باز كن
وه! كه اذان تو در آن جا چه كرد!
با دل ذرّيهء زهرا چه كرد!
ليلي حُسن قِدَمت، مست ناز
اهل نظر را نظرت كارساز
خلقت تو نورُ علي نور شد
يك نظرت بارقهء طور شد
بود عصايي كه به دست كليم
با همه اعجاز كريم و رحيم،
شاخهاي از نخلهء طور تو بود
وآن يد و بيضاش ز نور تو بود
طور مناجات تو شمشير بود
وآن شجر طور تو از تير بود
اي لبت از مُهر عطش، داغتر!
وز عرق شرم، رخت باغتر
جان تو پروردهء جان حسين
بر دهنت جاي لبان حسين
اين كه تو را عشق، زبردست كرد
بوسهء گرم پدرت مست كرد
عرشي و گرديده نگون روي خاك
جان جهان با بدن چاك چاك
اي قلم از شرح كمالت خجل!
با تو فتاده ست سر و كار دل
قبلهء امّيد دلم روي توست
كعبهء شش گوشهء من كوي توست
اي شده مدفون به جوار پدر!
وي به حسين از همه نزديكتر!
جلوهء اخلاص، سراپاي توست
زير قدمهاي پدر، جاي توست
اي سر من خاك قدمهاي تو!
مُهر دلم مهر و تولّاي تو
با نظر لطف ثنايم بخوان
باز سوي كرببلايم بخوان
اي به جگرگوشهء زهرا جگر!
باز نگيري ز «مؤيّد» نظر
🔹@deabelnews
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#سید_رضا_موید
اي رخ تو مطلع الانوار حُسن!
خال لبت نقطهء پرگار حُسن
بزم وفا را رخ ماه تو شمع
خوبي خوبان جهان در تو جمع
اي شجر علم و حيا را ثمر!
وي پسر شير خدا را پسر!
اشبه مخلوق به پيغمبري
يوسف ليلا، علیِ اكبري
آينهء صبر و كمال حسين
نور دل فاطمه را نور عين
خلقت و خُلقت چو رسول انام
تربيتآموخته از دو امام
قافلهسالار شهادت، حسين
روح مناجات و عبادت، حسين
گفت نظر بر رخ اكبر كنيم
ياد چو از روي پيمبر كنيم
پاكتر از جان مَلَك، جان توست
خون خدا در رگ و شريان توست
نخل وجودت به كرم، بارور
قصّهء حُسنت همه جا مُشتهر
شاخ و بُنت از شجر طيبات
برگ و برت معدلت و مَكرُمات
حضرت سجّاد، امام امم
گفت: فدايت پدر و مادرم!
هر كه تو را مدح و ثنا گفته است
درّ سخن در صفتت سفته است
بعد حسين آن به دو عالم، امام
بر تو فرستاده درود و سلام
باغ شرف از نفست گل كند
عشق، به نام تو توسّل كند
حُسن حسن، جلوهء زيباييات
علم علي، شاهد داناييات
هر كه بديد آن رخ چون ماه را
كرد زيارت نبي الله را
گوهر پروردهء درياي عشق
يوسف و بازار تو صحراي عشق
فاطميان را تو شُكوه ابد
هاشميان را تو گل سرسبد
آينهء لم يزلي، يا علي!
جان حسين بن علي، يا علي!
صبحِ قيامتاثرِ كربلا
روز وفا بر سر قالوا بلا
چون ورق سرخ سحر باز شد
با نفس گرم تو آغاز شد
خواست مؤذّن كه صلا بر دهد
نغمهء تكبير اذان سردهد
گفت حسينش بنشين مرحبا!
اي پسرم! خيز علي جان! به پا
خيز و تو امروز اذان ساز كن
دفتر ايثار مرا باز كن
وه! كه اذان تو در آن جا چه كرد!
با دل ذرّيهء زهرا چه كرد!
ليلي حُسن قِدَمت، مست ناز
اهل نظر را نظرت كارساز
خلقت تو نورُ علي نور شد
يك نظرت بارقهء طور شد
بود عصايي كه به دست كليم
با همه اعجاز كريم و رحيم،
شاخهاي از نخلهء طور تو بود
وآن يد و بيضاش ز نور تو بود
طور مناجات تو شمشير بود
وآن شجر طور تو از تير بود
اي لبت از مُهر عطش، داغتر!
وز عرق شرم، رخت باغتر
جان تو پروردهء جان حسين
بر دهنت جاي لبان حسين
اين كه تو را عشق، زبردست كرد
بوسهء گرم پدرت مست كرد
عرشي و گرديده نگون روي خاك
جان جهان با بدن چاك چاك
اي قلم از شرح كمالت خجل!
با تو فتاده ست سر و كار دل
قبلهء امّيد دلم روي توست
كعبهء شش گوشهء من كوي توست
اي شده مدفون به جوار پدر!
وي به حسين از همه نزديكتر!
جلوهء اخلاص، سراپاي توست
زير قدمهاي پدر، جاي توست
اي سر من خاك قدمهاي تو!
مُهر دلم مهر و تولّاي تو
با نظر لطف ثنايم بخوان
باز سوي كرببلايم بخوان
اي به جگرگوشهء زهرا جگر!
باز نگيري ز «مؤيّد» نظر
🔹@deabelnews