#عاشورا در منابع مخالفین (87)
✅ اشاره به مصیبت تشنگی سيد الشهداء و آل الله علیهم السلام در كربلاء در اشعار شعرای نامی
❥༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀༅⊹━┅┄
✍ شعرای زیادی از ابتدای قرون اسلامی تاکنون، تصریح به تشنگی سیدالشهداء علیه السلام کرده اند:
📃 عبدالله برقی (متوفی 245) میگوید:
جانم فداى چشمان فرو رفته اى ... كه نگاهى در پىِ نگاهى، به آب داشتند! جانم فداى لب هاى خشك از تشنه كامى ... كه از فرات ، قطره اى ننوشيدند!
#متن_عربی: بِنَفسي شِفاهٌ ذابِلاتٌ مِنَ الظَّما ولَم تُروَ مِن ماءِ الفُراتِ بِقَطرَةِ بِنَفسي عُيونٌ غائِراتٌ شَواخِصٌ إلَى الماءِ مِنها نَظرَةٌ بَعدَ نَظرَةِ
📒 مقتل الحسین علیه السلام نویسنده؛ خوارزمی جلد 2 صفحه: 156
🌐
https://b2n.ir/074613📃 ناصر خسرو (م 481 ق)
لعنت كنم بر آن بت، كو كرد و شيعت او حلق حسين تشنه ، در خون ، خضاب و رنگين ... پيش تو اند حاضر ، اهل جفا و لعنت لعنت چرا فرستى ، خيره به چين و ماچين؟
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام ، جلد 10 صفحه 324
🌐
http://lib.eshia.ir/27254/10/324(ر.ک : تصویر پایین از دیوان ناصرخسرو)
📃 عطار نيشابورى(م 618 ق)
صد هزاران جان پاک انبيا صفت زده بينم به خاک كربلا در تَموز كربلا، تشنه جگر سر بريدندش! چه باشد زين بَتَر؟ با جگر گوشه ى پيمبر، اين كنند و آن گهى دعوىّ داد و دين كنند!
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام ، جلد 10 صفحه 327
http://lib.eshia.ir/27254/10/327📃 سلمان ساوَجى (م 778 ق)
خاك، خون آغشته لب تشنگان كربلاست آخر ـ اى چشم بلابين ـ جوى خونبارت كجاست؟ .. جز به چشم و چهره مَسپُر خاك اين در ، كان همه نرگس چشم و گلِ رخسار آل مصطفاست.. اى دلِ بى صبر من ! آرام گير اين جا ، دَمى كاندر اين جا منزلِ آرامِ جان مرتضاست
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام ، جلد 10 صفحه 332
http://lib.eshia.ir/27254/10/332📃 محمّد بن حسام خَوسَفى (م 875 ق)
طراز طرّه مُشكين عنبرافشانش خضاب كرد به خون، خصم بى وفاى حسين .. ز حلق تشنه او رُسته لاله سيراب ز خون كه موج زد از جانب قفاى حسين .. قَدَر ، چو واقعه كربلا مشاهده كرد ز چشم چشمه خون راند بر قضاى حسين ..
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام ، جلد 10 صفحه 335
http://lib.eshia.ir/27254/10/335📃 اهلى شيرازى (م 942 ق)
ماه محرّم است و شد، دجله روان ز چشم ما بهر حسين تشنه لب ، شاه شهيد كربلا .. با شهداى كربلا، لاف وفا هر آن كه زد گر نه شهيدِ گريه شد، مدّعى است و بى وفا .. بس كه ز آتش جگر، گريه گرم مى كنم مردمك دو ديده ام، سوخته شد در اين عزا.
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام , جلد 10 صفحه 338
http://lib.eshia.ir/27254/10/338📃 صائب تبريزى (م 1081 ق)
چون آسمان كند كمر كينه استوار كشتىّ نوح بشكند از موجه بِحار .. لعل حسين را ، كند از مِهر، خشك لب! تيغ يزيد را ، كند از كينه آبدار! .. در چاه ، سرنگون فكند ماه مصر را يعقوب را ، سفيد كند چشم انتظار .. چون برگ كاه در نظر عقل شد سبك هر كس كه پشت داد به ديوار روزگار .. خون شفق ز پنجه خورشيد مى چكد از بس گلوى تشنه لبان را دهد فشار .. پور ابو تراب و جگر گوشه رسول طفلى كه بود گيسوى پغيمبرش مهار
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام ، جلد 10 صفحه 348
http://lib.eshia.ir/27254/10/348📃 حزين لاهيجى (م 1181 ق)
ساكن نمى شود نفس ناتوان من زين دِشنه ها كه بر لب خاموش مى زند .. گويا به ياد تشنه لب كربلا، حسين توفان شيونى ز لبم جوش مى زند .. تنها نه من ، كه بر لب جبريل، نوحه هاست گويا عزاى شاه شهيدان كربلاست!
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام، جلد 10 صفحه 353
http://lib.eshia.ir/27254/10/353📃 لطفعلى بيك بيگدِلى (آذر) (1195 ق)
اى واى از آن زمان كه خورد آب، حسن! فرياد از آن دم كه نخورد آب، حسين!
📒 دانشنامه امام حسين علیه السلام جلد 10 صفحه 354
http://lib.eshia.ir/27254/10/354┄┅══••𑁍❀𑁍••══┅┄
@borrhan